تبليغاتX
نشریه دانشجویی سمر

نشریه دانشجویی سمر

وین راز سر به مهر به عالم سمر شود...

عاشورای سیاه‌تر از همیشه‌ی امسال

برای کسی که از انتخابات امسال به این سو، در گیر و دار مسائل کشور بوده است، آرام آرام به یک عادت تبدیل شده است که هر مناسبتی را در این سال با رنگ و بوی متفاوتی تجربه کند. عاشورای امسال هم عاشورای متفاوتی بود از هر سال. اما شاید هیچ کس باور نمی‌کرد که عمق این تفاوت تا به اینجا بکشد. متأسفانه ما در این چند ماه هر چه پیش می‌رویم، با رفتاری رادیکال‌تر و نابخردانه‌تر از طرف کسانی که روزی خود را معترض می‌نامیدند مواجه می‌شویم. هر دفعه بدتر از دفعه‌ی قبل است. هر دفعه شعارها رنگ و بوی وقیحانه‌تری به خود می‌گیرد و رفتارها خشونت بیشتری را حکایت می‌کند. اما با وجود همه‌ی اینها عاشورای امسال تفاوتی اساسی داشت. از خرداد ماه به این سو، درگیری شدید و تخریبی در خیابان‌ها کاسته شده بود و تعداد افراد حاضر در این تجمعات کاسته می‌شد اگرچه خشونت کلامی آنها همانطور که گفته شد رو به تزاید بود، اما عاشورا مانند جهشی موجب رو شدن الگوی عمل این طیف شد. وخامت اوضاع چنان بالا رفته بود که سایت‌هایی که در این مدت به طرفداری از معترضین شهره شده بودند، از این خشونت شوکه شدند و بخشی از تصاویر خود را به ضرب و شتم سربازان و مأموران انتظامی به دست اغتشاش‌گران اختصاص دادند. ون‌های پلیسی که به آتش کشانده شدند و چند ده موتور سیلکت که توسط این گروه از اغتشاش‌گران به آتش کشیده شد، سنگ‌پرانی‌های مداومی که کف خیابان‌ها را پر از پاره سنگ کرده بود و وقایعی از این سبک و سیاق، بخشی از گزارش تمامی خبرگزاری‌ها از هر دو سوی ماجرا بود. چه شده است؟ ما به کدامین سو می ‌رویم؟ واقعا ما همان مردمی هستیم که تا 6 ماه پیش به خیر و خوبی در کنار هم زندگی می‌کردیم و با تمام اختلاف‌ها و تفاوت‌هایمان جامعه‌ی یک‌پارچه‌ای را پدید آورده بودیم که در اوضاع وخیم امنیتی خاورمیانه مثال زدنی بود؟ ما را چه شده است؟ چه شده است که در زور عاشورا باید شاهد کشته شدن هم وطنانمان در خیابان‌های اصلی شهر باشیم؟ من نمی دانم آیا واقعا دیگر کسی هست که در به کار بردن لفظ اغتشاش‌گر برای این دسته از افراد تردیدی داشته باشد و هنوز بخواهد آنها را جز مردم بداند؟ آنچه غریب است بی سابقه بودن این نوع رفتارها در میان مردم ماست. این رفتارها رفتارهای وارداتی است. رفتارهایی که در گذشته‌ی تاریخی این مردم سابقه‌ای نداشته است. معروف است که انقلاب ایران با توجه به گستردگی خیره کننده‌اش یکی از آرام‌ترین انقلاب‌های جهان بوده است و تعداد کشته‌های آن از سال 42 تا 57 به بیش از دو هزار نفر نرسیده است. مردم ما هیچگاه اینگونه از هم متنفر نبوده اند. آیا واقعا دیگر وقت آن نرسیده که کمی چشم‌هایمان را بیشتر بگشاییم و ببینیم در کجا ایستاده ایم و چه می کنیم؟ دیگر وقت آن نرسیده است که نگاهی دوباره به کارنامه‌ی دخالت‌های نامحسوس و زیرکانه‌ی بیگانگان در ایران بیاندازیم تا وقایعی تلخی که سالهاست از مشروطه تا نهضت ملی شدن نفت تا کودتای 28 مرداد دوباره تکرار نشود؟ البته نباید تمام این اتفاقات را یک سویه دید. برخوردهای نامناسب نیروی انتظامی و یا عملکرد ناموفق وزارت اطلاعات در این چند ماه برای جلوگیری از تکرار اتفاقات مشابه غیر قابل بخشش است. جای سوال جدی دارد که چگونه بعد از شش ماه هنوز ما در شناسایی و تشخیص راه حل مناسبی برای مبارزه با اتفاقات مشابه عاجز بوده‌ایم و بعد این همه مدت دوباره به ایستگاه اول بازگشته‌ایم؟ اما با پذیرفتن همه‌ی این کاستی‌های موجود در مدیریت فضا، آنچه مرا نگران کرده است نفرتی است که میان مردم به جریان افتاده است و عملا گروه‌هایی را به سمتی برده است که جای هیچ دفاعی را برای آنها باقی نگذاشته است. دیروز انجمن اسلامی دانشکده مجموعه عکس‌هایی را در برد خود نصب کرده بود که چندتایی از آنها به همین خشونت افراد نامشخص به نیروهای انتظامی اشاره داشت. باید این رفتار انجمن اسلامی دانشجویان را شاهد مثالی آورد برای اینکه دیگر هیچ گروهی که هنوز به پایه‌های نظام اسلامی و انقلاب پایبند است و حداقلی از انسانیت و رفتار انسانی را درک می‌کند نمی‌تواند در برابر این رفتار رادیکالیزه تاب بیاورد و به حکم مصلحت لب فرو بندد. امروز بیشتر از هر روز دیگری لازم است تا نیروهایی که خود را از اعضای جنبس سبز می‌دانند، کمر همت ببندند تا بتوانند خط تمایزی میان خود و این گروه اغتشاش طلب ایجاد کنند. اما آنچه تاکنون از قرائن برمی‌آید که چنین میلی را حداقل در میان چهره‌های شاخص این جریان نشان نمی دهد. جای شکی نیست که این رفتار لجوجانه و نادرست بیشتر از گذشته آنها را گوشه‌ی انزوا قرار خواهد داد و از سوی مردم طرد خواهد کرد.

مطلب با اسم مستعار و یا ترجیحا بدون اسم چاپ شود.

+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/10/07ساعت   توسط بسیج دانشجویی  | 

شماره هشتم، فروردین ۱۳۸۸

 

دو هفته نامه علمی،فرهنگی،سیاسی سمر

شماره هشتم، فروردین ۱۳۸۸

صاحب امتیاز: بسیج دانشجویی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران

مدیر مسئول: عبدالحمید ضرابی

سردبیر: محدثه چیتگرها

زیر نظر شورای سیاست گذاری

+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/01/24ساعت   توسط بسیج دانشجویی  | 

به ما حق بدهید که نگران باشیم....

شعار های زیبا و جذاب انتخاباتی که اغلب همراه با ابهامات زیادی هستند  هرچند سبب جلب توجه مردم به یک کاندیدای مورد نظر شوند اما در آینده نه چندان دور ودر صورت پیروزی در انتخابات ،تعهدات بسیاری برای افراد پدید می آورند.اما تجربه نشان داده چندان ضمانت اجرایی برای عمل به وعده ها از سوی کاندیداها وجود ندارد و در این میان بیچاره مردم!

                                                              ***

هفته قبل پس از حضور مهندس موسوی به عنوان نماینده جبهه اصلاحات در انتخابات،دو طیف رادیکال

اصلاح طلبان یعنی جبهه مشارکت و سازمان مجاهدین پس از تشکیل جلسه با میرحسین، هر یک طی بیانیه ای حمایت کامل خود را از وی رسما اعلام کردند.

اگر بخواهیم از زاویه گفتمان میرحسین که روز دوشنبه در تالار امفی تئاترروزنامه اطلاعات مواضع خود را رسما تشریح کرد،به این قضیه بنگریم،شاید این مسئله مبارکی باشد.! چرا که وی اعلام  داشت  از همه سلیقه ها در دولت خود و باالطبع اداره مملکت استفاده میکند.از تقسیم بندی های خودی،غیر خودی خودداری می کند واحزاب را یک خانواده بزرگ تلقی خواهد کرد.

شاید این موضوع تلقی وی از ثبات مدیریتی و رویه اعتدال باشدکه البته این موضوع، محل بحث است.

اما از سوی دیگر اینگونه تعامل موسوی با دو طیف مجاهدین و مشارکت قابل تامل است ،و آن نگاهی اجمالی به سابقه تاریخی این دو جریان در عرصه سیاست است.

سازمان مجاهدین که هسته مرکزی آن را افراد کارکشته ای چون بهزاد نبوی،حجاریان، شکوری راد ،سلامتی و...تشکیل می دهند در دوران اصلاحات و نیز انتخابات84 کارنامه تیره ای از خود بر جای گذاشتند. که با اندک تفحصی می توان دریافت اعتدال ومیانه روی در این مرام، محلی از اعراب ندارد!

مسعود کریمی خضراء 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/01/24ساعت   توسط مسعود کریمی خضراء  | 

سنت های نظری در آکادمی های علوم اجتماعی(3)

اجازه بدهید از زاویه ی دیگری به نظاره بحث قبلي بنشینیم:

اگر سری به اتاق انجمن های علمی دانشکده بزنید، بلافاصله، متوجه مجموعه عکس وسیعی از دانشمندان علوم اجتماعی خواهید شد که در کنار یکدیگر روی دیوار ساکت و سر به زیر، نصب شده اند. مجموعه پر و پیمانی از قدیمی هایی چون داروین تا کلاسیک هایی مثل وبر و مالینوفسکی و ... تا جدید تر ها: مارکوزه، فوکو، پوپر و... تا خیلی جدیدهایی همانند دریدا. اولین دفعه که من این مجموعه را دیدم، نحوه چینش این افراد برایم جالب آمد. متوجه شدم که پوپر و مارکوزه، درست کنار یکدیگر نصب شده اند‏‏‏، به هم چنين دريدا و دوركيم! و برایم غریب بود که اینهمه اندیشمند مطرح در حوزه علوم اجتماعی اينگونه کنار هم نشسته اند. بگذارید این مجموعه عکس را جدی تر در نظر بگیریم متصور شویم که در حوزه علمی و نظری، بخواهیم همه این اندیشمندان را کنار هم بنشانیم. به نظر می رسد که این اتفاقی است که در ذهن بسیاری از کسانی که ما امروز در ایران به عنوان جامعه شناس می شناسیم، افتاده است. در واقع ما توانسته ایم با نحوه ای از آموزش عالی، اتفاقی را که تنها می تواند در یک کتابخانه یا مجموعه عکس بیفتد – یعنی کنار هم چیده شدن آدم ها یا کتابها و نظریاتی که هر کدام با دیگری اختلافات عمیق و ریشه داری دارند و چه بسا هر کدام بقیه را نفی کنند- در شاکله یک تحلیل گر اجتماعی به جامعه تحویل دهیم. جای شکی نیست که برای فردی در مقام استاد دانشگاه، این کاملا پسندیده و لازم است که بر تمام این پهنه ی نظری تسلط و تبحر داشته باشد و تمام این گفتمان های فکری را بشناسد؛ البته این خود، آرمان مطلوبی است که اغلب روی نمی دهد و وقوعش را بیشتر باید امید داشت اما حقیقت امر چیست؟ آیا پس زمینه ی فکری یک اندیشمند هم همانند دیوار انجمن علمی است؟ یعنی همه آن دانشمندان با اندازه های مساوی و با وضوح یکسان در آن ظهور دارند؟ پر واضح است که نه. متفکرانی بسیار برجسته و درخشانند و دیگران کم فروغ و نامطرح. نگاه کسانی به واقعیت جهان بیرون نزدیک تر می آید و بر آنها تأثیر می گذارند. این سودا بس قدیمی شده است که علم از صفر شروع می شود و گزاره های علمی بیطرف اند و حاصل تجربه های ناب. همه اهل علم امروز معتقدند که علم از نظریه ها و پیشفرض ها می آغازد و پیروان مکاتب علمی، تصمیم گرفته اند تا پیرو آن مکتب باشند. واقعیت، واقعا وجود ندارد و این پیشفرض ها و پیشانظریه ها هستند که آنرا برمی سازند. تبیین این نظر هدف این متن نیست و به طور خلاصه می توان گفت که شناختن جامعه ایران، بدون یک چارچوب نظری، بدون یک سنت فکری آگانه، شناختی هرهری مآبانه و سردر گم خواهد بود و راه به جایی نخواهد برد.

محمد ملاعباسی


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/01/24ساعت   توسط محمد ملاعباسی  | 

شهید آوینی

ادامه از شماره پیشین...

آیت ا... جوادی آملی نیز در مقاله ای پیرامون زوایایی از هنر اسلامی و جدایی آن از هنر غیر اسلامی درباره ی آن شهید بزرگوار می نویسد : " روایت فتح را با درایت شهادت آمیختن و هنر تصویر را با نظر تحقیق هماهنگ ساختن و دو قوس صعود و نزول را با منحنی تام هنر اسلامی دور زدن , و معقول را با عبور از بستر خیال محسوس کردن , و محسوس را با گذر از گذر گاه تخیل معقول نمودن , و تجرد تام عقلی را در کسوت خیال کشیدن و از آنجا به جامه ی حس در آوردن و سپس از پیراهن حس کسوت خیال را تخلیه نمودن و به بارگاه تجرد کامل عقلی رسیدن و رساندن و در لفافه ی هنر , سه عالم عقل و مثال و طبیعت را به هم مرتبط جلوه دادن و کاروان دلباخته  ی جمال محبوب را از تنگنای طبیعت به در آوردن و از منزل مثال رهایی بخشیدن و به حرم امن عقل رساندن که عناصر اصلی هنر اسلامی را تشکیل می دهند در سلاله ی سلسله ی سادات و دوره ی شجره ی طوبای شهادت یعنی شهید سعید , سید مرتضی آوینی و دیگر هنرمندان متعد دینی تبلور یافت و می یابد . جامه ی رسای هنر و پوشش پرنیانی هنر پروری جز بر اندام کانل جامع سالکانی چون شهیدان شاهد برازنده نیست و قبای اطاس هنر جز برای قامت راست قامتان تاریخ و شیفتگان خدمت , نه تشنگان قدرت زیبنده نخواهد بود .هنرمند قر آنی همان فرزانه ی جهان بینی است که هرگز به مکتب های الحادی اعتنایی ندارد و به ره آورد بی مایه ی مکتب های مادی چشم نمی دوزد ."

  مریم توانا


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/01/24ساعت   توسط مریم توانا  | 

پیرامون تردید های حسن روحانی برای کاندیداتوری ...

حسن روحانی  یکی از افرادی است که در چند روز گذشته خبر تردیدهایش برای کاندیداتوری بر سر زبان ها می چرخد . این که آیا در نهایت روحانی کاندید خواهد شد یا نه ، شاید حتی اهمیت کم تری داشته باشد از فهم نقش او در معادله ای که به تدریج معلوم ها و مجهول هایش روشن می شوند و برای همه واضح.

در فضای فعلی انتخابات گذشته از افرادی که حتی طرح نامشان به عنوان کاندیدا در حاشیه انتخابات صورت می گیرد (چه برسد به این که به عنوان فرد رای آور مطرح شوند ) ، تنها 3 نفر به عنوان کاندیدای اصلی طرح می شوند . مهدی کروبی ، میرحسین موسوی و محمود احمدی نژاد . البته در این میانه هم به نظر می رسد که رقابت اصلی میان احمدی نژاد و موسوی شکل بگیرد. علی الخصوص با توجه به این نکته که سید محمد خاتمی هنگام انصرافش از کاندیداتوری به میرحسین و هوادارانش ، این قول را داد که حال که از رقابت انتخاباتی دور شده است تمام توانش را به کار می گیرد و جبهه ی اصلاحات را یک پارچه و موتلف خواهد کرد.

فاطمه علیمردانی


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/01/24ساعت   توسط فاطمه علیمردانی  | 

اصلاح الگوی مصرف

ادامه از شماره پیشین...

عدم تناسب ميان تحولات اقتصادي با تحولات سياسي - اجتماعي

حضرت آيت الله خامنه اي تحولات اقتصادي بوجود آمده پس از انقلاب را متناسب با تحولات بسيار عميق سياسي – اجتماعي در کشور ندانسته وضمن گله‌مندي از اين شرايط معتقدند «البته در زمينه اقتصادي نيز کارهاي بسيار مهمي انجام شده، اما بايد با افزايش محسوس درآمد سرانه، رشد توليد ناخالص ملي – حضور در رقابتهاي اقتصادي بين المللي – رفع فقر و محروميت و برقراري عدالت، الگوي موفقي از اقتصاد به جهان عرضه مي کرديم و کارآمدي کشور در جهت رشد و رونق اقتصادي و تأمين عدالت را، برجسته‌تر به دنيا نشان مي‌داديم». (۳۰/۱۱/۱۳۸۵)


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/01/24ساعت   توسط مریم توانا  | 

شماره هفتم، فروردین ۱۳۸۸

 

دو هفته نامه علمی،فرهنگی،سیاسی سمر

شماره هفتم، فروردین ۱۳۸۸

صاحب امتیاز: بسیج دانشجویی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران

مدیر مسئول: عبدالحمید ضرابی

سردبیر: محدثه چیتگرها

زیر نظر شورای سیاست گذاری

+ نوشته شده در  سه شنبه 1388/01/18ساعت   توسط بسیج دانشجویی  | 

نوروز و جامعه ایرانی

مطلبی که از نظر می گذرانید خلاصه کوتاهی از مصاحبه دکتر فیاض با کانون اندیشه جوان در تاریخ 22 اسفند 87 است.

-لطفا در ابتدای بحث به تعریف عید نوروز و جایگاه آن در فرهنگ جامعه ایرانی بپردازید .  
عید، همان طور که از معنی آن بر می آید به معنی بازگشت است و اعیاد یا بازگشت هایی که از آنها بحث میکنیم، یعنی زمان هایی که منقطع می شود و زمان، بجای آنکه به صورت خطی در بیاید به صورت دوری در می آید . زمان، در واقعیت به صورت خطی جلو می رود. مثلا کره زمین به دور خورشید به صورت متوالی می چرخد، منظومه شمسی و کهکشان راه شیری در حال حرکت است و همه در یک مسیر و در یک خط به پیش می روند. اما ما در زندگی احساس خط نمی کنیم، بلکه زندگی را به صورت دوری در می آوریم انسان این خط را با قرار دادن چیزی منقطع کننده به دوری تبدیل می کند . علت آن این است که در تسلسل و در حالت خطی زندگی به شدت بی معنا می شود و چون انسان این بی معنایی را نمی خواهد داشته باشد، آن را منقطع و دایره ای می کند تا با معنا شود . و حالا ما برای دوری کردن عمر و زمان از گردش زمین به دور خورشید و گردش ماه به دور زمین استفاده کرده و سال و ماه شمسی و قمری را به وجود می آوریم .
 
خلاصه اینکه اولین چیزی که مردم شناسان گفته اند این است که اگر این «انقطاع» را نداشته باشیم و تسلسل به وجود بیاید، بی معنایی خواهیم داشت.
 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 1388/01/18ساعت   توسط بسیج دانشجویی  | 

حقیقت وارونه

گاهی اوقات اتفاقاتی رخ می دهد که آدمی از فرط تعجب مات و مبهوت می ماند! حقیقت به گونه ای وارونه جلوه داده می شود که قابل وصف نیست!

بیستم اسفند سال گذشته، هنگامی که بسیج دانشجویی تصمیم به برگزاری تریبون آزاد گرفت و آن را به مرحلة اجرا رساند، دانشکده علوم اجتماعی، البته نه برای اولین بار شاهد وقایع نامبارکی بود. اتفاقاتی که هر چند نامبارک بود اما مسائلی چند را برای دانشجویان روشن کرد.

هر برنامه ای که برگزار می گردد، اهداف و مقاصدی دارد که از قبل توسط برگزار کننده علناً اعلام می گردد.

برنامه تریبون آزاد بسیج دانشجویی نیز از قبل، اهداف و مقاصدی داشت و اعلام شد که متأسفانه از سوی برخی نادیده گرفته شد. انتقاداتی که به روند برگزاری این برنامه از سوی انجمن اسلامی و برخی دیگر وارد آمده، بعضاً قابل قبول و نیز بعضاً غیر قابل قبول و بر رویه بی انصافی است.

مسعود کریمی خضراء


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 1388/01/18ساعت   توسط مسعود کریمی خضراء  |